حسن بن حمزة الپلاسي الشيرازي ( شرف البلاسي ) ( مترجم : نجم الدين طارمى 811 ه - )

98

تذكره خواجه محمد بن صديق كججانى ( فارسى )

سؤال وظيفه مبتديان غافل و ناپايندگان حيرانست و لايق به حال اهل شهود و عيان نيست ، زيرا كه اگر سؤال از اهل كشف و اصحاب معرفت صادر شود مانند استهزا باشد به حق تعالى ، و حاشا از ايشان كه چنين صورتى از ايشان در وجود آيد ، و دليل بر استغناى اهل شهود از سؤال آن است كه ايشان به عين اليقين مشاهده مىكنند كه حق تعالى خلايق را آفريده است و هر يك را به حقّ و نصيب خود راه نموده ، تا مجموع استيفاى حقّ خود كرده‌اند ، پس ايشان را حاجت به سؤال نباشد . همچنان‌كه ابراهيم خليل را وقتىكه نمرود در آتش مىانداخت هنوز ميان آتش و هوا بود كه جبرئيل عليه السّلام پيش او آمد و گفت : اى ابراهيم حاجتى دارى ؟ گفت به تو ندارم ، گفت : از حق تعالى بخواه گفت : حسبى ربّى من سؤالى علمه بحالى يعنى كافى است مرا اين مقدار كه پروردگار من حال من مىداند از سؤال من ، حاجت به خواستن نيست . پس حاجت به سؤال نباشد مگر اهل غيبت و هجران را ، و سؤال و دعا از ايشان عبادت و طاعت باشد و نسبت با اهل شهود گناه و معصيت ، حسنات الابرار سيّئات المقرّبين همين